تبليغاتX
 سمیرا و دوستان
 

من تکه تکه از دست رفته ام

مادربزرگ
گم کرده ام در هیاهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی من
در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق
خمره دلم
بر ایوان سنگ و سنگ شکست
دستم به دست دوست ماند
پایم به پای راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تکه تکه از دست رفته ام
در روز روز زندگانیم

حسین پناهی


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 13:58 موضوع | لینک ثابت


اشک

چه زبانی صادقتر وزلالتر و بی ریاتر از زبانی که کلماتش ، نه
لفظ است ونه خط .اشک است وهر عبارتش نامه ای ، ضجه ی دردی ،فریاد عاشقانه ی شوقی؟ مگر نه اشک زیبا ترین  شعر ،
وبی تابترین عشق وگدازترین ایمان وداغترین اشتیاق و  تب دار ترین احساس وخالصانه ترین گفتن ولطیف ترین   دوست داشتن است .که همه در کوره ی یک دل ، بهم امیخته وذوب شده اند و
قطره ای گرم شده اند نامش اشک .
اشک که می میبارد وناله که بر می اید وگریه که اندک اندک در
دل می رود وناگهان در گلو میگیرد وراه نفس را می بندد وناچار منفجر می شود  این زبان صادق و طبیعی  شوق واندوه ودرد وعشق یک انسان است

دکتر علی شریعتی


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 12:48 موضوع | لینک ثابت


...

خدای خوبم

سال 1386 گذشت و من مثل تمام سال های گذشته از تو بزرگوار سپاسگذرم

سعادت داشتم تا 365روز دیگر هم خورشید را تماشا کنم،شاهد لبخند و شادی

اطرافیانم باشم،با چالش ها زندگی برخورد کرده و تجربه های بهتر زیستن را کسب کنم!

خدای مهربانم

 به خاطر هدیه گرانبهایت سپاسگذارم . از این که به من فرصت می دهی

تا طعم شیرین لحظه لحظه های سال 1387 را بچشم،متشکرم. می دانم که تو بزرگوار،

برایم بهترین ها را در نظر داری!

خدای همیشه همراهم

به پاس تمام بزرگواری ها و نعمت هایت،من هم قول می دهم که تمام سعی ام

را بکنم تا به بهترین و زیباترین شکل ممکن زندگی کنم: امیدوار،پرتلاش،شاد

و صمیمی و سبز!

پس،هر لحظه تکرار می کنم : امسال،سال خوشبختی من است!


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در یکشنبه چهارم فروردین 1387 ساعت 15:26 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting