تبليغاتX
 سمیرا و دوستان
 

این عکس خیلی حرفا داره

 یکی از اون حرفا رو بنویسین

منتظر نوشته ی زیبایت هستم

بنویس به گرمی این تابستان

تا پایان تابستان....

هدیه ی زیبایی در راه است...

به گرمی این رفاقت چهار سال....

فرصت را از دست نده...

به قید قرعه...

دوستان خوبم بنویسید تا تحمل دوریتان

برایم سخت تر شود....؟؟!!


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 18:59 موضوع | لینک ثابت


سراب!!!!

 

آدمك آخر دنياست بخند..آدمك مرگ همين جاست بخند

 

دست خطي كه ترا عاشق كرد..شوخي كاغذي ماست بخند

 

آدمك خر نشوي گريه كني..كل دنيا سراب است بخند

 

آن خدايي كه بزرگش خواندي..به خدا مثل تو تنهاست بخند


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 12:31 موضوع | لینک ثابت


عکسستان


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در جمعه هشتم تیر 1386 ساعت 20:1 موضوع | لینک ثابت


تغییر ماهیت اتومبیل در ایران(به مناسبت سهمیه بندی بنزین)

با تغییر رویه معمول خودروی گران و سوخت ارزان به سمت خودروی ارزان تر و سوخت گران فرهنگ استفاده از اتوموبیل نیز دچار تغییرات اساسی خواهد شد. بدین ترتیب که با این رویه ی جدید داشتن ماشین از حالت سرمایه ای خارج شده و این بار دیگر یک کالای هزینه زاست. در این حالت بسیاری از کسانی که تا پیش از این برای نگهداری خودرو هزینه ی چندانی متحمل نمی شدند اکنون با کالای هزینه زایی روبرو خواهند بود. بدین ترتیب  عرضه ی خودرو افزایش یافته و احتمالا اثر تشدید زایی در تثبیت و حتی گاه کاهش قیمت اتوموبیل در سال های پیش رو خواهد داشت.
 در این حالت کارخانه های خودروسازی برای افزایش تولید و فروش بحث جمع آوری خودروهای فرسوده را تقویت کرده و سعی در تولید خودروهایی با مصرف بنزین پایین تر و سوخت های جایگزین بنزین (در صورت مقدور بودن و مسائل بسیار) همچون گاز یا دیزل خواهند داشت. 
اثر این قضیه بر کاهش ترددهای درون شهری و مسافرت های بین شهری نیز احتمالا محسوس و قابل توجه است . بدین ترتیب تقاضا برای مسافرت با وسایل حمل و نقل عمومی از قبیل اتوبوس قطار مترو و شاید تا حدودی هواپیما زیاد خواهد شد. این وضعیت باید با استفاده از فرصت به وجود آمده در شرایط جدید منجر به افزایش کیفی و کمی خدمات حمل و نقل عمومی شود که البته با هدایت درست دور از دسترس نیست.
 اثر دیگر کاهش آلودگی هواست که با کاهش ترافیک و تردد خودروها در کوتاه مدت و افزایش تقاضا و عرضه ی خودرو های کم مصرف تر در آینده و در بلند مدت قابل تصور است.  یکی از اثرات قابل توجه وضعیت جدید اثر کاهش قیمتی شدید بر خودروهای  با تکنولوژی قدیمی و با مصرف زیاد است. این اثر به طور حتم از ارزش خودرویی چون پیکان بسیار خواهد کاست. این کاهش ارزش زمانی بیشتر نمود پیدا
میکند که این خودرو نزد بسیاری از خانواده های ایرانی به مثابه یک کالای سرمایه ای تاکنون نگهداری می شد. با کاهش ارزش مداوم و عدم تقاضا و عرضه ی زیاد خودروهایی چون پیکان و امثال آن در نهایت شاید تنها خودرو سازها قادر به خرید و بازیافت آنها باشند .


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در جمعه هشتم تیر 1386 ساعت 19:56 موضوع | لینک ثابت


تاریخ

پوستینی کهنه دارم من،

یادگاری ژنده پیر از روزگارانی غبار آلود.

سالخوردی جاودان مانند.

مانده میراث از نیاکانم مرا، این روزگار آلود.

 جز پدرم آیا کسی را می شناسم من؟

کز نیاکانم سخن گفتم؟

نزد آن قومی که ذرات شرف در خانه خونشان

کرده جا را بهر هر چیز دگر، حتی برای آدمیت، تنگ،

خنده دارد از نیاکانی سخن گفتن، که من گفتم.

 جز پدرم آری

من نیای دیگری نشناختم هرگز.

همچنین دنبال کن تا آن پدر جدم، کاندر اخم جنگلی، خمیازه کوهی

روز و شب می گشت، یا می خفت.  

 این دبیر گیج و گول و کوردل: تاریخ،

تا مُذَهَّب دفترش را گاهگه می خواست

با پریشان سرگذشتی از نیاکانم بیالاید،

رعشه می افتادش اندر دست.

در بنان در فشانش کلک شیرین سلک می لرزید،

حبرش اندر محبر پر لیقه چون سنگ سیه می بست.

زانکه فریاد امیر عادلی چون رعد بر میخاست:

- < هان کجایی، ای عموی مهربان! بنویس.

ماه نو را دوش ما، با چاکران، در نیمه شب دیدیم.

مادیان سرخ یال ما سه کرَّت تا سحر زایید.

در کدامین عهد بوده ست اینچنین، یا آنچنان، بنویس. >

 لیک هیچت غم مباد از این،

ای عموی مهربان، تاریخ!

پوستینی کهنه دارم من که می گوید

از نیاکانم برایم داستان، تاریخ! 

 من یقین دارم که در رگهای من خون رسولی یا امامی نیست.

نیز خون هیچ خان و پادشاهی نیست.

وین ندیم ژنده پیرم دوش با من گفت

کاندرین بی فخر بودنها گناهی نیست.

 پوستینی کهنه دارم من،

سالخوردی جاودان مانند.

مرده ریگی داستانگوی از نیاکانم، که شب تا روز

گویدم چون و نگوید چند.


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در پنجشنبه هفتم تیر 1386 ساعت 19:13 موضوع | لینک ثابت


عبور از برزخ در آستانه تابستان

واینست دستور و حکم قاطعانه پزشک معالج

یک ماه آرامش و سکون در سکوت، بدون اعتراض!

سیگار ممنوع!

رایانه ممنوع!

پیاده روی ممنوع!

نوشتن ممنوع!

فکرکردن ممنوع!

استرس ممنوع!

گفتن ممنوع!

شنیدن ممنوع!


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در پنجشنبه هفتم تیر 1386 ساعت 19:8 موضوع | لینک ثابت


بشتابید بنزین سهمیه بندی شد............................................

حضور شهروندان یاسوجی در صف‌‏های طولانی بنزین | ايلنا - سيزده دقيقه پيش

 

» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا انتصاب بلر به سمت نماینده خاورمیانه را تاییدنکرد | ايلنا - سيزده دقيقه پيش

 

» در پی سهمیه‌‏بندی بنزین, وزرای نفت و کشور به مجلس می‌‏روند | ايلنا - نوزده دقيقه پيش

 

» هجوم مردم به جایگاه‌‏های سوخت به دنبال سهمیه‌‏بندی بنزین بی بی سی:عدم اطلاع‌‏رسانی کافی دولت خشم عمومی را برانگیخت | ايلنا - نوزده دقيقه پيش

 

» نمایندگان ویژه رییس جمهور حمل و نقل عمومی کشور را ساماندهی می‌‏کنند | ايلنا - نوزده دقيقه پيش

 

» مجلس برای بررسی اجرای سهمیه‌بندی‌بنزین جلسه غیرعلنی غیررسمی تشکیل‌داد | ايرنا - نوزده دقيقه پيش

 

» مجلس جلسه غیر علنی غیر رسمی تشکیل داد | خبرگزاري مهر - هجده دقيقه پيش

 

» بروجردی در جمع خبرنگاران: بنزین آزاد باید هرچه سریعتر در بین مردم توزیع شود/ اطلاع رسانی دیر هنگام در زمینه سهمیه بندی سوخت کمتر از حد انتظار بود | خبرگزاري مهر - هجده دقيقه پيش

 

» عضو انجمن صنفی جایگاه‌‏داران استان اصفهان و چهار محال و بختیاری: نگرانی مردم از آینده منجر به هجوم آنها به پمپ‌‏بنزین‌‏ها شده است | ايلنا - ۲۵ دقيقه پيش

 


» بالا بردن آگاهی و شناخت، مهمترین حق مردم بر گردن مسوولان است | ايلنا - ۲۵ دقيقه پيش

 

 


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در چهارشنبه ششم تیر 1386 ساعت 12:30 موضوع | لینک ثابت


داستان کوتاه

سه دوست در يک اتومبيل به مسافرت رفته بودند و متاسفانه يک تصادف مرگبار سبب شد که هر سه در جا کشته شوند .
 يک لحظه بعد روح هر سه دم دروازه بهشت بود و سن پيتر، فرشته نگهبان بهشت داشت آماده ميشد که آنها را به بهشت راه دهد...
يه سوال!!؟
- الان که هر سه تا دارين وارد بهشت ميشين، اونجا روي زمين بدن هاتون روي برانکارد در حال تشييع شدن به سوي قبرستان است و خانواده ها و دوستانتان در حال عزاداري در غم از دست دادن شماهستند. دوست دارين وقتي دارن کنار جنازه راه ميرن در مورد شما چي بگن؟
اولي گفت:  دوست دارم پشت سرم بگن که من جزو بهترين پز شکان زمان خودم بوده ام و مرد بسيار خوب و عزيزي براي خانواده بوده‌ام.
دومي گفت: دوست دارم پشت سرم بگن که من جزو بهترين معلم هاي زمان خودم بوده ام و توانسته ام اثر بزرگي روي آدمهاي نسل بعد از خودم بگذارم.
سومي گفت:
دوست دارم بگن:

نگاه کن!!! داره تکون ميخوره... زنده اس


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در چهارشنبه ششم تیر 1386 ساعت 10:31 موضوع | لینک ثابت


طرح مبارزه با مفاسد


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در چهارشنبه ششم تیر 1386 ساعت 9:6 موضوع | لینک ثابت


برج و کبوتر

زیر این گنبد نیلی زیر این چرخ کبود
توی یک صحرای دور یه برج پیر و کهنه بود
یه روزی زیر هجوم وحشی بارون و باد
از افق کبوتری تا برج کهنه پرگشود
برج کهنه سرپناه خستگیش شد
مهربونیش مرحم شکستگیش شد
اما این قصه برج و کبوتر سرآغاز یک دلبستگی شد
اول قصمونو تومی دونستی، می دونستی
من نمی تونستم برم تو می تونستی، می تونستی
باد و بارون که تموم شد اون پرنده پر کشید
التماس و اشتیاق یه چشه برج و ندید
عمر بارون عمر برج کهنه بود
بعد از اون حتی تو خوابم اون پرنده روندید
ای پرنده من ای مسافر من
من همون پوسیده گوشه نشینم
هجرت تو هرچی بود معراج تو بود
اما من اسیر مرداب زمینم


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 19:32 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting