Musicology شاخه ای از هنر موسیقی - یا شاید بهتر آن باشد که بگوییم شاخه ای از علم - است که در آن به بررسی منطقی و استدلالی مباحث موسیقی پرداخته می شود.
در مباحث موزیکولوژی کلیه تحقیقات و بررسی ها از طریق روشهای سیستماتیک بصورت تجربه ها، مشاهدات علمی و آزمایشگاهی و ... صورت می گیرد و از نتایج آنها واقعیت ها استخراج می شود.
بر اساس این تعریف ملاحظه می کنید که دامنه موضوعاتی که این شاخته علمی - هنری می تواند تحت پوشش Aخود قرار دهد تا چه حد می تواند وسیع باشد؛ از بررسی موسیقی ملل گرفته تا تئوری های پیچیده موسیقی ... و مسائل تخصصی مربوط به سازها و ....
اولین بحثی که عمومآ در موزیکولوژی مطرح می شود یافتن پاسخی برای این سئوال است که : "موسیقی چیست؟"
تقسیم بندی های معمول انجام شده نشان می دهد در سه زمینه به این سئوال پاسخ می دهد :
اول زمینه تاریخی
• کدام ساختار از ترکیب صداها در طول تاریخ موسیقی نامیده شده اند؟
• چگونه ایده های موسیقی، نحوه تولید و نوازندگی موسیقی در فرهنگ های مختلف متفاوت شده است؟
• چه فرمهایی از موسیقی بعنوان ریشه های اصلی شناخته شده اند و چرا؟
• علت اینکه برخی قطعات موسیقی اینگونه جاودانه مانده اند چیست؟
• و ...
دوم زمینه تئوری
• عوامل درگیر در تولید موسیقی کدامها هستند؟
• ارتباط میان عوامل تولید کننده موسیقی چیست که به آن چنین کیفیتی می دهد؟
• چگونه می توان موسیقی را تحلیل منطقی کرد؟
• مدلها و سیستمهایی که باعث می شوند دوره های مختلف در تاریخ موسیقی یا فرهنگاهای مختلف شکل بگیرد کدام است؟
• و ...
سوم زمینه فرهنگی و تربیتی
• موسیقی چه ارتباط با دنیای انسانی دارد و چگونه آنرا تحت تاثیر قرار می دهد؟
• چرا انسان باید از موسیقی در زندگی خود استفاده کند؟
• چرا انسان به فراگیری موسیقی علاقه نشان می دهد؟
• و ... که به این بخش از تحقیقات موزیکولوژی، آنتروپولوژی (anthropology) موسیقی و یا انسان شناسی موسیقی نیز گفته می شود.
اگر به سئوالات نمونه ای که در بالا مطرح شد دقت کنید مشاهده خواهید کرد که با وجود سادگی ارائه پاسخ منطقی و استدلالی به آنها کاری بسیار دشوار است بگونه ای که عمومآ یک موزیکولوژیست معتبر از لحاظ تحصیلات علمی باید حداقل دارای مدرک دکترا باشد و سالها تجربه مطالعه و تحقیق در این زمینه ها را داشته باشد.
کار اصلی یک موزیکولوژیست چیست؟
فعالیت یک موزیکولوژیست بیشتر در دانشگاه ها و مدارس موسیقی بعنوان استاد در آموزش و تحقیق در زمینه های مختلف مانند تدریس تاریخ موسیقی، استاد راهنما برای تحقیقات موسیقی، تهیه و چاپ مقاله های علمی موسیقی و ... صورت می پذیرد.
برخی از موزیکولوژیست ها متخصص در خواندن، ترجمه و حتی اجرای نوشته های بسیار قدیمی موسیقی هستند، برخی در زمینه موسیقی شرق به درجه تخصص می رسند، برخی در زمینه های فلسفی موسیقی به درجه های بالای تخصص می رسند و ... خلاصه هریک از آنها ممکن است در یکی از بی نهایت زمینه موجود تحقیقی در موسیقی کسب تخصص نمایند.
البته نباید فراموش کرد که همه موزیکولوژیست ها در دانشگاه ها کار نمی کنند، بسیاری از حرفه ای ترین آنها بعنوان نویسنده با معتبرترین مجله های موسیقی همکاری کرده به انتشار مقالات و نقدهای علمی در آنها می پردازند.
همکاری با موزه های تاریخی، فعالیت های باستان شناسی و ... از دیگر کارهایی است که یک موزیکولوژیست می تواند درگیر آن باشد.
چه نیازی به این شاخه علمی است؟
برای بسیاری از علاقمندان به موسیقی عمومآ این سئوال مطرح می شود که با وجود این همه مشکلات و نیازهای علمی در جهان، چه نیازی به این است که یک نفر وقت خود را صرف تحصیل در این رشته نماید؟
پاسخ بسیار ساده است، همانقدر که نیاز به تحقیقات بسیار تخصصی در زمینه علوم پزشکی وجود دارد در زمینه موسیقی نیز به چنین تحقیقات تخصصی و علمی نیاز است. چرا که در طول دوران زندگی بشر بر روی کره زمین از زمان انسانهای اولیه تا به امروز، همواره موسیقی به عنوان ابزاری برای رسیدن به آرامش، شادی و سلامت روحی انسان کاربرد داشته و همانقدر که سلامت جسمی انسان اهمیت دارد سلامت روحی نیز حائز اهمیت است و موزیکولوژی می تواند کمک های بسیاری در این زمینه انجام دهد.
هرگز فراموش نکنیم که
موسیقی تنها یک پدیده زیبا برای گوش دادن نیست، موسیقی طی قرن ها همواره بعنوان یک پدیده در کنار بشر زندگی کرده و با او به تکامل رسیده است. در واقع نباید به موسیقی بعنوان یک پدیده جدا نگریست بلکه باید بعنوان پدیده ای نگاه کرد که در کنار انسان معنی می گیرد و بنابراین باید آنرا بهتر و دقیقتر شناخت. آیا غیر از این است که :
"موسیقی پدیده ای است که ما آنرا می سازیم و ما از آن ساخته شدیم، چرا که ما آنرا می سازیم."
نوشته شده توسط سمیرا سجادی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 20:10 موضوع | لینک ثابت
|
بنام انسان، خرد، زمین |
| |
|
تاریخ:۱۳۸۶/۳/۲۲ |
از : گوشه کنار ذهن یک مرد | |
|
موضوع : رپ ایرانی فردریش نیچه : زندگی بدون موسیقی اشتباه است. تولد موسیقی رپ در ایران [از دید من] یکی از اتفاقات خوشایند این دوران به حساب می آید. در حالی که موسیقی سنتی با نیازهای روز جامعه فاصله ی زیادی گرفته و موسیقی پاپ در اوج پوچی و ابتذال بسر می برد، طلوع موسیقی رپ آن هم به صورت خود جوش و از بطن جامعه مصیبت زده ایرانی، نوید افق های روشن و امیدهای دست یافتنی میدهد. معتقدم این واقعه [یعنی ظهور رپ] اجتناب ناپذیر بوده و پیامد احساسات و اعتقادات نسلیست که احساسات و اعتقاداتشان در پی مجالی برای خودی-نشان-دادن و محک خوردن بود. اگر چه موسیقی رپ ایرانی از کج روی و هرزگی خالی نیست اما این کودک نوپا هنوز در ابتدای راه است و درخشش نگاه شرربارش از فردایی روشن خبر میدهد. این فرزند نسلم را دوست میدارم و حمایتش می کنم. در همین مدت کوتاه جای بسی خوشحالیست که نشانه های قدرتمندی از آنچه به اعتقاد من "رپ آرمانی"ست به گوش میرسد. ترانه هایی که سرشار از قدرت و چالشگری هستند و با بیرحمی تمام، حقیقت را با چه شکوه و غروری عریان میکنند. معترضانه به بی عدالتی و بدی می تازند و شکوهمندانه درفش اتحاد-آور ارزش های راستین سرکوبشده را کاوه وار بالای سر می آورند. منظورم ترانه هاییست مانند : اختلاف، وطن پرست، قانون، دیده و دل، تروریست، با هم (از هیچ کس[ سروش لشگری]) خلیج فارس، ایران، رسم بازی زندگی (از ابلیس) انتقام (از FS Band) شهر گمشده (از غوغا) اتهام (از ماهور) و ... متن ترانه اختلاف : اینجا تهرانه یعنی شهری که هر چی که توش میبینی باعث تحریک |
نوشته شده توسط سمیرا سجادی در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 21:1 موضوع | لینک ثابت
گزارشی از هفته نامه «همشهری جوان»
پشت دیوار كیه؟
موسیقی سنتی ما امسال هم عقب نشینی داشت. نغمه های آن ضعیف تر شد و سبك های غربی باز هم جلوتر آمدند. در این میان، گروه های غیررسمی رپ، مخاطبان كم سن و سالشان را هدف قرار داده اند...
(عکس ها: زهره صدری نژاد)
مجید رئوفی/اشكان شعبان پور- شاید شما اصلا اهل موسیقی رپ نباشید. شاید آن را اصلا موسیقی ندانید. ولی چه بخواهید، چه نخواهید موسیقی رپ بین نوجوانان ایرانی، طرفدارانی دارد. ما جدا از حاشیه های نسبتا زیاد بچه های اهل رپ كه خیلی از شما با آن آشنا هستید سعی كرده ایم بخشی از این واقعیت اجتماعی را بررسی كنیم. درست است كه ساختن آهنگ های رپ و هیپ هاپ، چندان به آشنایی با تئوری های موسیقی نیازی ندارد، اما نوشتن متن ترانه های این سبك موسیقی، كار ساده ای نیست و گروه هایی توانسته اند در این نوع موسیقی مطرح شوند كه كلام و موزیك مناسبی برای ترانه هایشان انتخاب كنند.
در این نوشته، مرور بسیار كوتاه و گذرایی داریم بر گروه های رپ ایرانی كه عموما از طریق اینترنت، كارهایشان را به گوش مخاطبان نوجوانشان می رسانند. شما در مورد رپ و موسیقی آن اگر بدانید و تصمیم بگیرید، بهتر است از هر حالت دیگری كه می شود فكرش را كرد!
***
اولین جرقه های موسیقی رپ مثل بسیاری از ژانرهای دیگر، از دل فقر و تبعیض به وجود آمد؛ از تضاد، از اختلاف طبقه اجتماعی و از تفاوت رنگ. اولین نمایش را هم سیاهان گروه Sugar hill gang اجرا كردند. آهنگ آن ها در سال 1979 منتشر شد و در فهرست تابلو چهل آهنگ پرفروش سال در ایالات متحده قرار گرفت. رپ متولد شده بود، به عنوان یك سبك جدید. وقتی آهنگ Message به عنوان پیام سیاهان فقیر منتشر شد و سر و صدای زیادی به پا كرد، همه چیز وارد فضای جدیدی شد. آمریكایی ها از نژاد آفریقایی و لاتین ها، زبان آسان و خوبی برای گفتن پیام هایشان یافته بودند. این یك اعتراض آمریكایی بود به نژادپرستی و مشكلات اجتماعی آمریكا. رپ در واقع، موسیقی عجیب و غریبی نبود، یك جور ریتمیك حرف زدن بود، آن هم با زبان خیابانی؛ همان زبانی كه بین جوانان هر كشوری متولد می شود و پس از چندی فراموش می شود. رپ را CNN سیاهان می نامیدند. آن ها اوضاع و احوال خود را به زبان موسیقی به گوش یكدیگر و البته سفیدها می رساندند. سال های 85 تا 93، سال های طلایی رپ و هیپ هاپ بود. نطفه رپ اما، پیش از آن ها شكل گرفته بود؛ وقتی جیمز براون مشهور و محبوب، ترانه Payback را در سال 1974 منتشر كرد. زبان شورش و اعتراض سیاهان، به راه افتاده بود و هیچ كس جلودارشان نبود. آن ها آمده بودند تا تمام فریادهای یك عصر را با سلاح موسیقی بر سر سفیدها بریزند.
***
می گویند آهنگ «یك یاری دارم» از بدیع زاده، اولین آهنگ رپ فارسی است. می گویند هیپ هاپ، همان بحر طویل ادبیات فارسی است. یعنی ما می توانیم به سبك بعضی ها كه سر منشأ هر چیز را در ایران می بینند، رپ و هیپ هاپ را هم به نام خود مصادره كنیم! از این تاریخ نگاری ها كه بگذریم، رپ، در واقع یك موسیقی بسیار ساده و عامیانه است، شعری كه روی یك بخش كوتاه و تكرارشونده موسیقایی قرار می گیرد و بدون اوج و فرود آن چنانی، به طور ممتد و متوالی خوانده می شود. دلیل این كه هر كسی، سراغ موسیقی رپ می رود، همین سادگی بیش از حد آن است كه چندان نیازی به نت دانستن یا آشنایی با علم موسیقی ندارد. به صدای آن چنانی هم نیازی نیست. صدا هرچه نخراشیده تر باشد، بیشتر در خدمت موسیقی رپ قرار می گیرد. پس رپ برای محبوب شدن به چه احتیاج دارد؟ به یك كلام تأثیرگذار.
رپ خوان ها و علاقه مندان رپ، به كلام مورد استفاده در آهنگ هایشان «تكست» می گویند. اصلا علامت مشخصه هر رپ خوانی، همین تكست است؛ تكستی كه حتما باید قافیه داشته باشد و بتوان آن را به حالت ریتمیك خواند. هرچه مصرع ها كوتاه تر باشند، رپ خوان راحت تر می تواند بالا و پایین های آهنگ را رعایت كند. در این یك ساله كه رپ فارسی بین نوجوانان ایرانی شایع شده، بعضی از قدیمی ترها تكست می سازند و آن ها را به دیگر عاشقان شهرت و محبوبیت می فروشند؛ یك تجارت در دنیایی كه فلسفه اش در ابتدا، اعتراضات اجتماعی بود و بس! اما حالا هركس به هركسی كه بخواهد در قالب این سبك اعتراض می كند، گاهی هم مثل بازار داغ امروز ما ناسزا می گویند و بددهنی می كنند.
به آهنگ های رپ، «بیت» می گویند. در واقع آهنگ های رپ، یك بیت اصلی هستند كه مدام تكرار می شوند. اغلب رپ خوان های ایرانی، از آن جا كه خیلی بااستعدادند(!)، از بیت های دزدی استفاده می كنند. بیچاره امینم و توپاك، بیت می سازند و جانشینان خلف آن ها در ایران، به سبك خوانندگان لس آنجلس، روی آن كلام فارسی می گذارند و نسخه فارسی آهنگ های معروف را با كلام سطحی خود ارائه می كنند. بیت سازی این روزها اما ساده تر از همیشه است. با یك نرم افزار كامپیوتری - معمولا ejayhiphop- می توان بیت ساخت و به خورد خلق الله داد. در این نرم افزار، علاوه بر چند بیت آماده، سمپل های مختلفی وجود دارد كه بیت ساز می تواند با كنار هم قرار دادن آن ها، آهنگ جدیدی بسازد. از تجارت تكستی گفتیم، باید به تجارت بیتی هم اشاره كنیم. علاوه بر بیت سازان حرفه ای، چند سایت رپ زیرزمینی، بیت های آماده را به مزایده می گذارند تا با سركیسه كردن مشتریان عشق خوانندگی، پولی به جیب بزنند.
***
اولین رپ های فارسی را یك گروه ایرانی ساكن آلمان تولید كردند. آن ها مسائل اجتماعی را در قالب موسیقی رپ و هیپ هاپ مطرح می كردند. آن ها بعدا به لس آنجلس مهاجرت كردند و درباره بیكاری، طلاق، خواننده شدن و خیلی چیزهای دیگر ترانه ساختند و خواندند. البته مسائلی كه آن ها مطرح می كردند، چندان مسأله داخل كشور نبودند و یا اگر بودند، خیلی سردستی و سطحی به آن ها پرداخته می شد.
چند سال بعد از آن ها، آهنگ هایی به شكل رپ از تلویزیون پخش شد؛ در برنامه ای به نام «اكسیژن» كه مجری اش «شهاب حسینی» بود. انگار این سبك موسیقی، یك جورهایی رسمی شده بود.
یک سال پیش «رضا عطاران» هم در تیتراژ مجموعه متهم گریخت به خوبی از موسیقی رپ استفاده كرد. همان ترانه ای كه این طور شروع می شد: «شهر ما آسمون آبی داره...» و بعدش هم «امیرحسین مدرس» آواز را سر می داد. این یكی از اولین موارد استفاده از موسیقی رپ در یك رسانه رسمی مثل تلویزیون بود.
اما پیش از آن، آلبومی به نام «اسكناس» از «شاهكار بینش پژوه» منتشر شد؛ آلبومی با آهنگ سازی «بهروز صفاریان» كه با استقبال نسبتا خوبی هم مواجه شد؛ آلبومی كه این روزها از طرف رپ خوان های جوان، بدجوری مورد انتقاد و حتی استهزا قرار گرفته. رپ خوان های جدید، آلبوم شاهكار را شعاری، بی اثر و معمولی معرفی می كنند اما در همین اثنا، چند نوجوان و جوان با استفاده از انتشار آهنگ هایشان از طریق اینترنت، موفق شدند برای خود نامی دست و پا كنند. آن ها از نام اصلی خود استفاده نكردند و هر یك برای خود لقبی در نظر گرفتند؛ القابی كه در برخی موارد مسخره و بی معنا است. انگار این روزها اسم است كه تعیین می كند نوجوانان تسخیر شده در رپ، محو آهنگ های چه كسی شوند. انتخاب اسمی مثل «فرعون» واقعا عجیب و به واقع زشت است!
***
یكی از اولین كسانی كه موفق شد با خواندن روی آهنگ های غربی مطرح شود، «هیچ كس» بود. نام او این روزها هم با ارائه آلبوم جدیدش، بیشتر بر سر زبان ها افتاده است. او از پنج- شش سال پیش، كارش را آغاز كرد و به بازخوانی آهنگ های انگلیسی پرداخت. اما چون این كارش هم سخت بود و هم با استقبال چندانی مواجه نشد، به سراغ متون فارسی رفت. او سعی كرد با تكیه بر اوضاع و احوال نوجوانان و جوانان و با تكیه بر خیابانی بودنش، شعرهای متفاوتی بگوید و برای خودش وجهه اجتماعی خوانی هم بسازد. اما خب، كلام شعارزده و گاهی دور از واقعیت او، فقط به مذاق یك عده خاص آن هم از جنس خیلی پولدار یا خیلی پولدارنمای بالای شهری تهرانی خوش می آمد و آدم های جدی را جذب نمی كرد. هرچه می گذشت هیچ كس سعی می كرد آهنگ های بهتر و شعرهای واقعی تری بسازد و البته مؤدب تر هم می شد. او در آلبوم آخرش سعی كرد با تلفیق سازهای ایرانی و موسیقی رپ، آهنگ های متفاوت تری بسازد و از كلام نسبتا پخته تری هم استفاده كند. نام واقعی هیچ كس، «سروش لشكری» است. او بیست و یك ساله و ساكن ونك است.
گروه «زد بازی» هم یكی دیگر از گروه های مطرح موسیقی رپ است. آن ها كارهای ابتدایی شان را در تهران ضبط می كردند، اما بعدا به لندن كوچ كردند. در «ویكی پدیا» و ذیل رپ خاورمیانه، به محبوبیت آن ها بین نوجوانان ایرانی اشاره شده. تا به حال هشت میلیون آهنگ آن ها دانلود شده و این برای خودش ركوردی است.
اغلب آهنگ های زدبازی به بحث و جدل ها و كری خواندن های رایج در موسیقی رپ اختصاص دارد. و كمتر از مسایل مهم جوانان در آن حرفی به میان می آید. تكست های آن ها معمولا ضعیف است و هر وقت قافیه تنگ آید، زدبازی هم به جفنگ می آید!
Emziper هم یكی دیگر از رپ خوان های مشهور دنیای رپ فارسی است. او چندان پركار نیست و از موضوعات اجتماعی مبتلا به جوانان ایرانی از قبیل كنكور، فاصله طبقاتی و خیانت، سخن می گوید. كار ویژة Emziper، ترجمة جمله به جمله آهنگ lose your self از امینم به فارسی و خواندن روی همان آهنگ است.
در واقع هیچ كس، زدبازی و امزیپر، باعث شهرت رپ در میان نوجوانان شدند و همین مسأله، باعث افزایش قارچ گونه رپ خوان های ناآگاه به وضعیت و ویژگی های موسیقی رپ شد. اغلب این عشق رپ ها، یك بیت از آهنگ های امینم، cent 50 و یا D12 را انتخاب می كردند و با استفاده از كامپیوترهای خانگی، صدایشان را ضبط و با آهنگ میكس می كردند. پس از مدتی اما، استودیویی با نام عجیب «كرگدن» به پاتوق رپ خوان های جوان تبدیل شد. حالا آن ها می توانستند با اجاره ساعتی استودیو از امكانات آن استفاده كنند و آهنگ هایشان را با كیفیت بهتری ضبط كنند. پول اجاره هم كه معمولا از جیب مبارك پدر خانواده تأمین می شد. بخشی از این دوستان به خانواده هایی با درآمدهای بالا تعلق دارند كه برای رفاه فرزندشان هركاری می كنند، حالا اگر نمی توان در یك دانشگاه معتبر جایی پیدا كرد، می توان پول هنگفتی را خرج خوانندگی فرزند كرد! بعضی دیگر، هم علاقه دارند و هم مایلند كه عقب نیفتند، در نتیجه هرطور شده هزینه كار را تأمین می كنند.
در میان رپ خوان های نوجوان، بعضی ها اما از شم اقتصادی خوبی هم بهره مندند. یكی از تاجر مسلكان رپ، «شاهین.ف» است كه استودیوی شخصی دارد. پدرش بسیار متمول است و او به همین دلیل توانسته سرمایه تجهیز یك استودیوی شخصی را فراهم كند. اما با اجاره دادن آن به رپ خوان های جوان، موفق شده سود سرشاری به جیب بزند. صدای خود شاهین ف، بسیار ضعیف است، اما او با استفاده از افكت های بسیار قوی توانسته در میان رپ خوان ها برای خود جایی دست و پا كند.
***
رپ خوان ها ابتدا به دو گروه تقسیم شدند: 021 و 051. اعضای اصلی 021؛ هیچ كس، پیشرو، امیرتتلو و... بودند كه شعارشان هم این بود: «تهران برای همیشه». رپ خوان های 021 سعی می كنند تكست های بی ادبانه نخوانند. آن ها از فحاشی های رایج دوری می كنند و سعی می كنند مخالف فرهنگ عمومی جامعه قدم برندارند.
اما گروه 051 كه نام های عجیبی همچون: ابلیس، تهی و نرگال را در صدر خود می بیند، هیچ ابایی از بد و بیراه گفتن ندارند و عشق اول و آخرشان، كل كل كردن با دیگر رپ خوان هاست. مقدار زیادی از این كل كل ها، دلمشغولی های خواننده ها است و برای بخش وسیعی از مخاطب ها مسأله نیست. این تقسیم بندی بعداً با پیوستن بعضی از اعضای 051 به ۰۲۱ عملاً از بین رفت. اما در میان 021 ی ها چهره های جدیدی رو شدند. این اتفاقات را باید به حساب حس شهرت طلبی جوانی هم گذاشت. مخفی بودن، متفاوت بودن و... حالا اگر با فرهنگ ما هم رابطه ای ندارد؛ برای بعضی مهم نیست. مهم این است كه هر طور شده، باشند و مطرح باشند، ولو اینكه خیلی ایرانی نباشند!
بقیه
«رضا پیشرو» ابتدا نامش را 3PAC گذاشته بود؛ او به خاطر علاقه بیش از حد به 2PAC، خواننده رپ معروف، این نام را برای خود برگزیده بود. اما پس از گذراندن یك دوره متفاوت، نامش را تغییر داد. «امیرتتلو» یا «امیرحسین مقصودلو» هم بیست و چهار ساله است. او ابتدا به سراغ موسیقی پاپ رفت، اما از آن جا كه شانس موفقیتش را در پاپ بسیار كم می دید، به سمت R&B گرایش پیدا كرد!
«بابك تیغه» یكی از كشفیات هیچ كس به حساب می آید. او كه در ابتدا آهنگ های خود را هیچ جا منتشر نمی كرد، پس از آشنایی با هیچ كس و حمایت های او همچنین تكست های قوی اش، اكنون در میان رپ دوستان از جایگاه قابل قبولی برخوردار است. بابك در یكی از جدیدترین كارهای خود، شعری از مولانا را به سبك رپ درآورد كه در نوع خود كاری نو و جذاب به نظر می رسد. او ساكن خانی آباد است و این نكته را در همه آهنگ هایش یادآوری می كند. تیغه در حال حاضر، مشغول جمع آوری آلبوم جدیدش و تصویربرداری كلیپ اش است. شایعه شده كه كلیپ او قرار است در شبكه های مشهور خارجی پخش شود، البته معلوم است که: همه اولش همین را می گویند!
«بهزاد فاشیست» (که اخیراً به «محکوم» تغییر شهرت داده) و «علی السید» بچه های تهرانپارس هستند. السید 16 ساله، که از چهار سال پیش شروع به کار کرده، از نظر سن و سال رکورددار رپ خوان ها است. محکوم صدای شاخصی دارد و السید هم از آینده دارهای رپ فارسی معرفی می شود. این دو اخیراً با هم کاری جالب به نام «مادر» خوانده و به تمام مادران دنیا تقدیم کرده اند. اولین کلیپ های هر دو هم به زودی زود از شبکه های ماهواره ای پخش خواهد شد، بهزاد که کار ساخت کلیپ اش را شروع کرده ولی برای تماشای علی السید باید تا آنور سال صبر کنید!
«سینا نرگال» (Nergal) هم پسر 18ساله ای كه بسیاری او را با استعدادترین رپر می دانند كه از پانزده سالگی رپ را آغاز كرد.
یكی دیگر از خواننده های رپ فارسی «یاس» است. «یاسر» كه نام هنری یاس را برگزیده است، پس از فیلم خصوصی بازیگر سریال نرگس به شهرت رسید. او با قطعه «سی دی روبشكن» موفق شد احساسات بسیاری از شنوندگان را تحریك كند. بعد از انتشار این آهنگ، نام یاس سر زبان ها افتاد. یاس بیست و پنج ساله از شش سال پیش، رپ خوانی را آغاز كرد. او سه روز پس از زلزله بم قطعه «بم» را ضبط كرد كه تكستی كاملا احساسی و تأثیرگذار داشت. او در این آهنگ به تصویرسازی حادثه بم پرداخت.
این به موقع آهنگ دادن ها، نشان می دهد كه او شمی قوی دارد و می داند كی باید آهنگی را بسازد و آن را منتشر كند تا نامش را مطرح كند. یاس، رپ خوانی است كه تلاشی جدی برای دریافت مجوز نشان داده. او با همكاری شركت «باربد» تلاش می كند تا آلبومش را به صورت مجاز منتشر كند ولی تا این لحظه درخواستش در وزارت ارشاد، بی جواب مانده است. ویژگی مهم تكست های یاس، خاصیت انتقادی اوست. او با لحنی نیش دار و گاهی آزاردهنده، خصوصیات بد مردم را از قبیل مرده پرستی، اعتیاد، بی غیرتی و... هدف قرار می دهد كه همواره باعث رنجش عده ای می شود. یاس معمولاً در بخش انتهایی تكست هایش از امید می گوید؛ از این كه می توان دوباره ساخت و دوباره اندیشید. بدون شك، او مجازترین رپر ایرانی است.
حاشیه های رپ
رپ در كشور ما مانند بقیه پدیده های اجتماعی نوظهور، حواشی ای فراتر از متن دارد. بسیاری از تازه واردهای این سبك، فقط ظواهر رپ مانند لباس و كل كل بازی ها و جنگ های خیابانی را آموخته اند و به مسائل مهم تری چون جنبه انتقادی و اصلاح گرایانه آن، توجه نمی كنند. اگر در غرب بعضی سعی كرده اند با این نوع رفتار و موسیقی، مدلی از اعتراض را به نمایش بگذارند، ما با یك رفتار غیرعقلایی و غیرایرانی به تقلید از بدترین ظواهر زندگی یك عده غیرهم وطن دست زده ایم. رپ خوان ها معمولاً لباس های گشاد می پوشند. شلوار گشاد با جیب های فراوان، یك ركابی بسكتبال كه بر روی تی شرتی ساده پوشیده می شود و كلاهی كه یا تا آخرین حد پایین آمده و یا كج قرار گرفته است.
گردنبندی بزرگ كه حتی ممكن است گردنشان را خم كند، از دیگر زلم زیمبوهای آویزان به آن هاست! رپرها معمولا در راه رفتن هم سر و دستشان را تكان می دهند و زیر لب شعرهایی را زمزمه می كنند. شما شاید در خیابان افرادی را دیده باشید كه كلاه خاصی بر سر دارند و با رفتارشان جماعتی را به خود مشغول كرده اند. یكی می خندد، یكی تعجب می كند و بعضی ها سر تكان می دهند. این ها همان دوستانی هستند كه راه رفتن خودشان را فراموش كرده اند.
این تیپ از رپ خوان ها در حال افزایش اند، با فرهنگی آمریكایی كه هیچ سنخیتی با زندگی ما ندارد. آن ها برای جلب توجه و نشان دادن رپ خوان بودنشان معمولا در حال درگیری اند. برای هر حادثه كوچكی دعوا به راه می اندازند و قمه(!) های آماده را از غلاف بیرون می كشند. متأسفانه تعداد زیادی از رپرهای مشهور پرشین رپ، به انواع و اقسام مواد روان گردان و اعتیادآور وابسته اند و با افتخار از این مواد در تكست ها سخن می گویند. اما در این میان هنوز رپرهای پاكی پیدا می شوند كه مجدانه برای رسیدن به استانداردهای دریافت مجوز، تلاش می كنند. آن ها موجب شده اند كه سیما نیز در برخی برنامه هایش، حداقل برای تفنن از آهنگ های رپ استفاده كند. همان طور كه در سریال متهم گریخت آهنگی با صدای «رضا عطاران» را در این سبك شنیدیم. در جشنواره امسال نیز تیتراژ پایانی فیلم «خط ممتد» به كارگردانی «مانی تارخ» شعری رپ و با مضمون اجتماعی بود.
شركت های زیرزمینی: به تازگی دو شركت كه توسط رپرهای جوان اداره می شوند، تصمیم به پخش و فروش زیرزمینی آلبوم های رپ گرفته اند. شركت «دیوار» یكی از آن هاست. این شركت، رادیوی اینترنتی ای با همین نام را هر هفته برای دانلود در سایتش قرار می دهد.
این شركت، علاوه بر مصاحبه با رپرها، در انجمن هایی به آموزش تكست نویسی و بیت سازی نیز مشغول است و كارشناسان آن به تحلیل موسیقی های منتشره و امتیازدهی به آنان می پردازند.
به نقل از هفته نامه «همشهری جوان»، شماره 110
نوشته شده توسط سمیرا سجادی در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 20:54 موضوع | لینک ثابت



جشن فارغ التحصیلی.....
شاید که نه حتما با خودتون بگید سمیرا چقدر از دنیا عقب تر هست .ولی باور کنید این طور نیست .نمیدونم چرا این جشن به یک خاطره بد برای من یکی تبدیل شد .
دنیا خیلی بی معرفت هست...
روز ۱۶ مهر ۱۳۸۲ بود با خودم اصلا فکر این رو نمیکردم که به یک چشم به هم زدن خرداد۱۳۸۶ برسه.
.
.
.
.
...
.
.
خدانگهدار
می بیغش است بشتاب.
نوشته شده توسط سمیرا سجادی در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 20:44 موضوع | لینک ثابت
وقتي تو جواب ميدهي، وقتي دانهدانه اشكهايمان را پاك ميكني و يكييكي غصهها را از توي دلمان برميداري، وقتي گره تكتك بغضهايمان را باز ميكني و دل شكستهمان را بند ميزني، وقتي سنگينيها را برميداري و جايش سبكي ميگذاري و راحتي؛ وقتي بيشتر از تلاشمان خوشبختي ميدهي و بيشتر از لبها، لبخند، وقتي خوابهايمان را تعبير ميكني و دعاهايمان را مستجاب و آرزوهايمان را برآورده، وقتي قهرها را آشتي ميكني و سختها را آسان. وقتي تلخها را شيرين ميكني و دردها را درمان، وقتي نااميدها، اميد ميشود و سياهها سفيد سفيد... آن وقت ميداني ما چه كار ميكنيم؟حقيقتش اين است كه ما بدترين كار را ميكنيم. ما نه سپاس ميگوييم و نه ممنون ميشويم ما فخر ميفروشيم و ميباليم و يادمان ميرود، اصلاً يادمان ميرود كه چه كسي دعاهايمان را مستجاب كرد و كي خوابهايمان را تعبير كرد و اشكهايمان را پاك كرد.ما هميشه از ياد ميبريم، ما هميشه فراموش ميكنيم. ما همان انسانيم كه ريشهاش از فراموشي است...
نوشته شده توسط سمیرا سجادی در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 19:51 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
دخترم من زمانی دراز در سیرک زیسته ام و همیشه و هر لحظه به خاطر بند بازان بر روی ریسمان نا استوار هراسیده ام.
اما این حقیقت را تو بدانی که مردم بر روی زمین استوار بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان
نا استوار سقوط می کنند
تجربه ای از غریبه
تقدیم به غریبه که با آمدن خود هر غریبه ای را آشنا کرد...
تو میدانی و همه میدانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من، از آوردن برق امیدی در نگاه من،از بر انگیختن موج شعفی در دل من عاجز است.
تو میدانی و همه میدانند که شکنجه دیدن به خاطر تو، زندانی کشیدن به خاطر تو و رنج بردن به پای تو تنها لذت بزرگ زندگی من است، از شادی توست که من در دل میخندم، از امید رهایی توست که برق امید در چشمان خسته ام می درخشد و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس میکنم .نمی توانم خوب حرف بزنم، نیروی شگفتی را که در زیر این کلمات ساده و جمله های ضعیف و افتاده پنهان کرده ام ،دریاب!
دریاب!
من تو را دوست دارم. همه زندگیم و همه روزها و همه شبهای زندگیم،هر لحظه از زندگیم براین دوستی شهادت می دهند، شاهد بوده اندو شاهد هستند. آزادی تو مذهب من است ،خوشبختی تو عشق من است، آینده تو تنها آرزوی من است...
دکتر علی شریعتی
فهرست اصلی
دوستان
غریبه(همدم و رفیق و عزیز همیشگی)
دکتر اردستانی
دکتر رضوی
شهر شیشه ای
خبر گزاری فارس
نیوشا بینش
بهروز رضییی فر
تپش
انجمن علمی ارتباطات دانشگاه آزاداسلامی اراک
آسمان وریسمان
هوای تازه
بی نام
استاد علیرضا گلستانی
گل گندم
خرد گرایی
مارمولک
خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی
ارتباطات
هشتبندی
خبر گزاری مهر
ترانه های زندگی
دکتر شریعتی
یاداشت های یک خبرنگار
بازنگار
گروه ارتباطات اجتماعی ایران
اخبار ارتباطات
طلوع(علی مرادی)
محمد حسینی
هادی شیخ
راستین دهقان
فاطمه حسینی
آرش حفیظی
شقایق(غریبه ای آشنا)
شاملو
میلاد اصفهانی
بانوی پاییز
دلتنگی های یک پدر
کمی صادقانه تر
چیزی شبیه روزنامه
معلومات عمومی
مرکز پزوهشهای ارتباطات
بانک مقالات ارتباطات اجتماعی
روابط عمومی
روابط عمومی کاربردی
آخ دلم!نشکنی(عمو)
سميرا ودوستان2
torino2
پیوندهای روزانه
مركز پژوهش هاي ارتباطات
مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامه اي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران
پايگاه اطلاع رساني علوم ارتباطات ايران
آیین نامه آموزشی دانشگاه آزاد
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
طراح قالب
POWERED BY