تبليغاتX
 سمیرا و دوستان
 

شعر ومادرم

 

مادرم می ترسد من شاعر شوم توی استکان هل ونبات به هم می زند و هر شب قبل از خواب به خوردم می دهد تا دل دردم خوب شود. من به خودم می پیچم وکلمه ها را بالا می آورم.

مادرم به خاطر کلمه های درون کاسه با من دعوا می کند.ولی مادرم هم با من وهم با شعرهایم قهر کرده . چند شب بعد وقتی مادر م به خانه برگشت حالش خوب بود مثل اینکه رفته بود دکترو سرمی از کلمات برایش زده بود.

آن شب مادرم با من آشتی کرد. شام کتلت وماست ونوشابه خوردیم. بعدش هم از هل و نبات خبری نبود.

وقتی رفتم بخوابم پاهایم انگار روی هوا حرکت می کردند و وقتی سرم را روی بالش گذاشتم نفسی عمیق کشیدم و لبخند زدم.ناگهان چشمم به پنجره اتاقم افتاد شعر صورتش را به شیشه چسبانده بود من رانگاه می کرد. ناگهان مانند یک کبوتر از پشت پنجره پرید اما جای انگشتانش برای همیشه روی شیشه باقی ماند...........

 


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 11:3 موضوع | لینک ثابت


کره و پنیر

بیرون از یخچال قرار دعوا داشتند

آنجا

کره از ترس آب شد

به دستور چاقو

گردن پنیر را بریدند

اما چه فایده!

مربا

تا آخر عمر

تنها

وتلخ شده بود.


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 20:22 موضوع | لینک ثابت


تروریسم

تروریسم رسانه ای

 

رسانه های گروهی دنیا یی را بنا می کنند که به خود اتکا دارد و کارکرد آن انتقال تصاویرو اخبار است . این دنیا جدای از واقعیت است چون مصالح اولیه خود را از همین واقعیات می گیرد.در نتیجه واقعیت همان است که رسانه می گوید. بدین ترتیب خبری که توسط چند رسانه دریافت می شود حیات رسانه ای و "حقیقت" خود را احراز میکند.

پخش گسترده خبر منوط به همخوانی با ارزش های سیستم است و در اینجا انطباق با واقعیت از اهمیت چندانی برخوردار نیست

در رابطه با یکی از اولین ترورهایی که در تاریخ وسایل ارتباط جمعی روی داد و این وسایل از جمله رادیو وتلویزیون نقش مهمی را در بین مردم ایفا کردند . این ترور ترور رئیس جمهور جوان آمریکا یعنی جان کندی بود.دخالتی که وسایل ارتباط جمعی برای اولین بار در تاریخ سیاسی و اجتماعی یک ملت از خود شان نشان دادند آنچنان مهم وغیره منتظره بود که بسیاری از کارشناسان سیاسی وجامعه شنا سان را به خود متوجه نمود وهنوز هم بعد از گذ شت سالها از آن ماجرا کارشناسان در حال تحقیق هستند.

همچنین در کشورما در حوادثی که در سال 1377 اتفاق افتاد و باعث مرگ بسیاری از دگر اندیشلن شد(از پای در آوردن زنی با 25 ضربه چاقو) برای جا معه ای که داعیه دینی بودن دارد وپیشوای خود را مولای متقیان

مید اند فا جعه ای عمیق و فرا موش نشد نی است. در این موضوع وسایل ارتباط جمعی بخصوص مطبوعات به

جدیت پرونده قتل های زنجیره ای را پیگیری کردند .

تروریسم در سالهای اخیر افزایش قابل ملاحظه ای داشته است برای مثال درانگلستان رشد جرایم خشونت آمیز

علیه اشخاص در سال 1975 یازده درصد .در سال 1976 ده درصد و هم اکنون در قرن بیست این آمار رو به افزایش است.

تروریسم مسلما باعث نقض حقوق بشر برای "حیات.آزادی وامنیت اشخاص" است که ماده 3 در اعلامیه جهانی

حقوق بشر به آن اشاره کرده . مقدمه اعلامیه بی توجهی و توهین به حقوق بشر را که منجر به ارتکاب اعمال

وحشیانه وجریحه دار کردن وجدان بشریت شده است محکوم می کند . یکی از اهداف روشن اعلامیه ایجاد جهانی

است که در آن تمامی افراد بشر در ترس و واهمه آزاد باشند.

مردم آمریکا و کا ناد اا تروریسم را بزرگترین خطربرای خود حتی بزرگتر از خطر رانند گی در بزرگراها و

جنگ هسته ای محسوب می کنند. این تهدید و خطر نمادین نشان دهنده همان ترسی است که تروریست ها در پی

ایجاد آنند. معمولا برای ایجاد آن از وسایل ارتباط جمعی حد اکثر استفاده را می برند.

این نوع استفاده را تروریسم رسانه ای می نامند. که هر کس آن را به خاطر کسب شهرت رسانه ای به کار می برد

و هدفش حمله به هر کس است .

"تروریسم یک شیوه خاص از خشونت سیاسی است که با حمله کردن به تعداد کمی قربانی در صدد تا ثیر گذاری

بر تعداد زیادی از مردم است"

دخالت وسایل ارتباط جمعی علاوه بر پوشش خبری دادن به اهداف تروریستها گاهی به قیمت جان گروگانها

تمام شده است .برای مثال در یک حادثه تروریستی در هلند بک گزارش رادیویی نام دوشخصیت عالی رتبه

را در میان 56 کارمند به گرو گان گرفته شده را نام برد.که باغث کشته شدن آنها شد .

رسانه ها در فرآیند تبد یل جنا یا ت و مجازات به یک رویداد خبری تا حدودی کا رکرد اخلاقی و سیاسی

پیدا کرده اند

 

 

برای اطلا عات بیشتر می توانید به منا بع زیر مرا جعه کنید:

1-تروریسم رسانه ای/ دکتر حسین میر محمد صادقی

2- خشونت و وحشت در رسانه/ مرکز مطا لعات وتحقیقات رسانه/پاییز1377

3- رسانه ها . شریک جرم سیا ستمد ا ران/د ا نیل هر ما ن

4- در جستجوی محفل جنا یتکاران / حمید کاویانی/تهران. نگاه امروز.1378

5- او لین قتل وا قعی در تلویزیون/دکتر ابراهیم رشید پور


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 20:19 موضوع | لینک ثابت


باران

باران


باز ای باران ببار
بر تمام لحظه های بی بهار
بر تمام لحظه های خشک خشک
بر تمام لحظه های بی قرار

باز ای باران ببار
بر تمام پیکرم موی سرم
بر تمام شعر های دفترم
بر تمام واژه های انتظار

باز ای باران ببار
بر تمام صفحه های زندگیم
بر طلوع اولین دلدادگیم
بر تمام خاطرات تلخ و تار

باز ای باران ببار
غصه های صبح فردا را بشوی
تشنگی ها خستگی ها را بشوی
باز ای باران ببار
...

 

آدما مثل يه كتاب مي مونن كه تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابن پس سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم بشي براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش مي رن سر يه كتاب ديگه ...

مي خوانمت چنان که شب خسته خواب را مي جويمت چنان که لب تشنه آب را محو توام چنان که ستاره به چشم تو يا شبنم سپيده دمان آفتاب را بي تابم آن چنان که درختان براي باد يا کودکان خفته به گهواره خواب را بايسته ايي چنان که تپيدن براي توست بايسته ايي چنان که تپيدن براي دل يا آن چنان که بال پريدن عقاب را حتي اگر نباشي مي آفرينمت چنان که التهاب بيابان،سراب را اي خواهشي که خواستني تر ز پاسخي با چون تو پرسشي چه نياز،جواب را...

شيمي نخوندم , ولي مي دونم اگه عشق نباشه ملکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي تونن اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد ...

دوست داشتن را ديگر دوست ندارم با خودم ميجنگم که بگويم دوستت دارم تنازع براي هستي ؛ تنازع براي عشق ؛ تنازع براي تو با ديواري که بين من و توست در ستيزم که به گوش تو برسانم دوستت دارم ديوار بلندتر از قد فرياد من است همچنان تقلا ميکنم براي يک عشق بي پاسخ .تو پاسخ عشقم باش و در اعماق سکوتم طنين خوش صداي دوستت دارم را گوش کن . به احساسات نيمه جانم جاني دوباره ده .بي مهابا دوستت دارم را فرياد بزن ...در هوا داد بزن ...تا همه دريابند که محبت باقي ست...

هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در همين سه واژه کوتاه : " او دوستم ندارد ...

عشق يعني دو كبوتر پرواز. عشق يعني دو قناري آواز. عشق يعني تو مرا ميراني.... من به صد حوصله ميآيم باز. عشق يعني سخن دل گفتن. عشق يعني تو و يك عالم راز ...

غروب آخر شعرم پر از آرامش دریاست و من امشب قسم خوردم تر ا هرگز نرنجانم به جان هر چه عاشق توی این دنیاست   باید بریم دوباره مبتلا بشیم ...

شیشه ای می شکند ... یک نفر می پرسد...چرا شیشه شکست؟ مادری می گوید...شاید این رفع بلاست یک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد، شیشه ی پنجره را زود شکست. کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرورشکست، عابری خنده کنان می آمد... تکه ای از آن را بر می داشت... مرحمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم... هیچ کس هیچ نگفت، قصه ام را نشنید... از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است...

دل آدمها مثل يك جزيره دور افتادست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره رو ترك نكنه...

هميشه نگاهت را دوست دارم فرارهاي کودکانه اش را آن گاه که باران را ميزباني مي کند ...


مي خواستم برایت هدیه ای بفرستم گل گفت مرا بفرست که مظهرزیبایی هستم برگ گفت مرا بفرست که مظهر ایستادگی هستم بيد گفت مرا بفرست که مظهرادبم وهمیشه سربه زیرهستم به فکرفرورفتم ناگهان قلبم را دیدم که بهترین چیز در زندگیم هست پس آن را برات هدیه می کنم...

توکيستي که من اين گونه بي توبي تابم؟ شب ازخيالت نمي برد خوابـــم. تو چيستي که من از موج هرتبسم تـــــو بسان قايق سرگشته روي گردابـــــــم ...



همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد می زند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای!!


مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم به زندان هم کشانی دوستت دارم چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم ...

 

 


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 ساعت 12:20 موضوع | لینک ثابت


«  امداد »

« دستشو ببین ، بابا ! کمک میخواد ، داره غرق میشه ! »

« این که خنده نداره ، برو کمکش . »

« من ؟! »

« آره . دیگه مردی شده ای ، ماشاالله ! »

پسر لب فشرد و خنده فرو خورد ، با گامهای مطمئن پیش رفت ،

 دستکش را تا زد ، کنار جوراب جا داد و کشو را بست . »

دیگر دستی کمک نمی خواست !


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در جمعه سیزدهم بهمن 1385 ساعت 19:28 موضوع | لینک ثابت


نقد فیلم(خوابگاه دختران )

كارگردان : محمدحسين لطيفي
نويسنده : ايرج طهماسب
تهيه کننده : مجيد مدرسي
مدت فيلم: 90 دقيقه
 

بازيگران: باران کوثري، نگار جواهريان، مجيد صالحي، صادق صفايي


خلاصه داستان:
داستان فيلم درمورد دختري به نام رويا است كه در كنكور دانشگاه قبول مي شود. او براي تحصيل بايد به شهرستاني دور برود. خانواده با تحصيل او در آن مكان مخالفند اما سرانجام رويا به شهرستان مي رود تا زندگي جديدي را در خوابگاه دانشجويي تجربه كند ...

 


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در جمعه سیزدهم بهمن 1385 ساعت 19:11 موضوع | لینک ثابت


خوابگاه دختران تازه ترين محصول شركت سينمايي صحرافيلم اثري است در رديف ديگر آثار اين موسسه سينمايي، همچون كلاه قرمزي و سروناز و دختر شيريني فروش. مغز متفكر اين توليدات ايده هي ايرج طهماسب است كه همگي موجب آثار پرفروش و پرمخاطبي بري صحرافيلم شده اند.

طهماسب به عنوان كسي كه ايده هايش تاكنون موجب اقبال اين دفتر فيلمسازي شده  آنقدر نزد برادران مدرسي ارج و قرب داشته كه آنها را به صرافت توليد يك فيلم كمدي _ حادثه ي بيندازد. از  آن طرف آنها از محمدحسن لطيفي دعوت به كار كرده اند، كسي كه فيلم هي قبلي اش چون عينك دودي و دختر ايروني در جدول فروش سال   هي قبل جي با آبرويي بري خود دست و پا كردند. نتيجه اين مقدمه آن است كه خوابگاه دختران حاصل جمع ايده   هي چندين  آدم است كه نبض بازار سينما در ايران دستشان است و مي دانند در شرايط فعلي سينمي كشور چه محصولي را روانه سينماها كنند. اگر از اين جهت به فيلم نگاه كنيم كه خوابگاه دختران يك فيلم پرفروش است يا نه فقط بايد سه ماه صبر كنيم. يعني ببينيم كه فرضيه هي موجود در فيلم كه حاصل تفكر آن گروه است به نتيجه مي رسد يا نه. چراكه چه مديران صحرافيلم، چه طهماسب و چه لطيفي و همه ناظران و كارشناسان و حتي مردم عادي مي دانند كه هيچ فرضيه ي در سينمي ايران از پيش قابل اثبات نيست. چرا كه عوامل قابل كنترل در دست فيلمسازان نسبت به عوامل خارج از كنترل كه اغلب دست هيچ كس نيست و فقط ضرر و زيان و در موارد اندكي سودش نصيب فيلم  ها مي شود ناچيز است و همين عوامل غيرقابل كنترل هستند كه تعيين مي كنند يك فيلم بفروشد يا شكست بخورد. پس بايد در تحليل نهايي موفقيت فروش خوابگاه دختران كه مهمترين عامل ساخت و عرضه آن محسوب مي شود كمي صبر كنيم. اما درباره فيلم حرف زياد است كه اول از فيلمنامه اش شروع مي كنيم.
فيلمنامه خوابگاه دختران تركيبي است از يك داستان حادثه ي كه در فضي يك خوابگاه دانشجويان دختر در يك شهر كوچك مي گذرد با يك داستان كمدي در سطح دو خانواده همسايه در تهران.

بخش حادثه ي فيلمنامه تا حدودي ضعيف و بخش خانوادگي فيلمنامه كم اهميت است. علت اين وضعيت چيزي نيست جز محافظه كاري مفرط فيلمنامه نويس كه دست خود را درپيدا كردن ايده هي تازه و بكر بري ايجاد خوشي و تعليق بري مخاطبان به شدت بسته است. طهماسب از عوامل موجود در داستانش به خوبي استفاده نكرده او تحليلي از شرايط اجتماعي و نابهنجارهي فردي كه در سفرهي تحصيلي بري دانشجويان دختر به وجود مي آيد ندارد و آنچنان فيلمنامه فيلم را مي  نويسد كه گويي اين داستان نه در ايران معاصر كه در يك سرزمين بي نام و نشان مي گذرد.هر جا كه داستان فيلم مي رود تا عمق و جهتي پيدا كند فيلمنامه نويس به شدت جلوي خود را مي گيرد. او راه بر هر جسارت و نوآوري مي بندد چراكه فكر مي  كند با اين شرايط فيلم را به سر منزل مقصود نزديك تر مي كند در حالي كه ناخواسته باعث آن شده تا فيلم چه در ايجاد تعليق و وحشت در مخاطبان و چه در ايجاد خوشي و خنده در تماشاگران به ورطه هايي بيفتد كه تاكنون بارها و بارها ديده ا يم. فقط بابت يادآوري بگويم كه مرحوم ساموئل خاچيكيان در فيلم هي دهه 40 خود چنين كاري را كرده اند و اگر بخواهيم مهمترين ضعف فيلمنامه را گوشزد كنيم بايد به شخصيت هي تك بعدي دختران اصلي ماجرا اشاره كنيم كه اصلاً  معلوم نيست چرا خود را وارد اين ماجرا مي  كنند. كدهايي كه فيلم مي دهد او را آنقدر شجاع و نترس معرفي نمي كند كه كنجكاوي اش بري ورود به آن ساختمان متروك توجيه كند. از  آن طرف دو خانواده داستان هم آنقدر كاريكاتوري معرفي مي شوند كه اصلاً به ادامه داستان كمك نمي  كنند. شخصيت مفلوك قاتل نيز با بازي صادق صفايي بيش از هر چيزي ترحم برانگيز است تا وحشت زا، چرا كه فيلمنامه او را نه خوب معرفي مي كند و نه خوب جا مي اندازد و نتيجه اين مي شود كه دلايل بود و نبودش به عنوان عامل تعليق و وحشت پس از معرفي انگيزه اش به شدت سقوط مي كند.

اما درباره كارگرداني فيلم خوابگاه دختران نكته مهم اين است كه كارگردان نيز نخواسته نگرش عميق به فيلمنامه بدهد. به عبارت ديگر لطيفي فيلمنامه را با دكوپاژ و ميزانسن به عمق و تاثيرگذاري بيشتري نرسانده. او فقط فيلمنامه را مصور كرده است و تمام. حتي در برخي سكانس ها به خوبي از امكاناتي كه فيلمنامه در اختيارش گذاشته با دكوپاژ نامناسب چشم پوشي كرده است. به عنوان مثال در محيط هي ناآشنا و وحشت زا در آن خانه متروك دوربين هميشه جلوتر از بازيگر است به طوري كه ترس و وحشت جاري در بازي بازيگران به علت آشنايي تماشاگر پيش از بازيگر با محيط كاهش محسوس مي يابد. در حالي كه در چنين صحنه هايي رسم بر اين است كه بازيگر ابتدا برسد و بعد زمينه ترس مخاطب فراهم شود و سپس تصوير عامل وحشت زا ديده شود. نه برعكس كه در اين حالت تاثير روي مخاطب از ترس بازيگر است كه در حد همذات پنداري با وحشتي است كه بازيگر آن را منتقل مي كند نه وحشتي كه حاصل عامل وحشت زا است.كارگرداني چون لطيفي كه مي  خواهد سالي يك فيلم روانه اكران كند بايد بداند كه پركاري نيازمند پيدا كردن ايده هي تازه نيز هست. وگرنه ساخت فيلم سينمايي چون سريال و بالعكس بدون ويژگي هي شخصي و بدون نگاه منحصر به فرد نتيجه ي جز متوسط بودن در پي نخواهد داشت.
در پايان مي خواهم نكته ي را كه شايد مهمترين نكته درباره خوابگاه دختران باشد گوشزد كنم؛ خوابگاه دختران حاصل حركت آرام و بطئي سينمي عامه پسند ايران به سمت حيطه هي كم تجربه شده و دست نخورده چون ايجاد وحشت است. بدون در نظر گرفتن نتيجه اين حركت، از ساخت چنين فيلمي بايد حمايت كرد تا آثار مشابه ي ساخته   شوند چرا كه ساخت خوابگاه  دختران با همه ضعف ها و لغزش ها حاصل نگرش صنعتي به سينما است؛ نگرشي كه سينمي ايران به شدت محتاج آن است. اگر اين نگرش تقويت شود و توي سرش نزنيم بالاخره راه خود را پيدا خواهد كرد.

 
 


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در جمعه سیزدهم بهمن 1385 ساعت 19:10 موضوع | لینک ثابت


خشونت سیاسی(2)

عوامل پيدايش گروه هاي فشار:

1. ابهام در فضاي سياسي؛ زماني كه فضاي سياسي مبهم و مفاهيم در آن نامشخص باشد، قطعا اهداف از طرق قانوني دنبال نخواهد شد.

2. ابهام در فضاي سياسي منجر به عدم صداقت كافي در بيان مافي الضمير توسط ارباب قدرت سياسي مي شود. وجود فضاي سياسي شفاف و صداقت در ضمير سياسي، نيازي به بكارگيري گروه هاي فشار ندارد. مرادم از صداقت اين است؛ اگر بخشي از حاكميت به مردم سالاري و رأي مردم در اداره امور كشور اعتقادي نداشته باشد، اعتقاد خود را بدون هيچگونه ترسي اعلام مي كند، در غير اينصورت به قلب واژه ها و استحاله آنها اقدام خواهد كرد. از اين رو اگر مفهوم جمهوري را بر مبناي رجوع به رأي مردم صحيح نداند، به جاي ارائه تعريف درستي از اين مفهوم (حق انتخاب آزادانه مردم ) آن را قلب كرده و به معناي «وظيفه پذيرش از سوي جمهور مردم» معنا مي كند. به عبارت بهتر حق را به وظيفه تبديل مي كند.

3. ضعف نهادهاي مدني؛ اگر جامعه داراي احزاب قوي باشد، جامعه هيچگاه به گروه فشار نيازي پيدا نخواهد كرد. ضعف مفرط در تشكل هاي مدني، از مهمترين دلايل ايجاد گروه فشار است.

4. علاوه بر نكات فوق كه در اكثر كشورهاي جهان سوم مصداق دارد، در ايران رابطه خاصي ميان قدرت و دين (و قدرت و ايدئولوژي) مقوم تشكيل گروه هاي فشار است. رواج نقد در جامعه، از تقدس قدرت مي كـاهد و آن را به امــري بشري بدل مي سازد. از اين رو مردم در برابر تصميمات اتخاذ شده از سوي مرجع قدرت، مقاومت كرده و در زير شديدترين نقدهاي خود، از آن تقدس زدايي مي كنند. در مقابل، حـاكميت يا بخـشي از آن كه چنين رأيي را بــرنمي تابد، به سوي ايجاد گروه هاي فشار پيش مي رود تا گرايش نقد در جامعه را سركوب كند. زيرا تقديس كنندگان قدرت، اطاعت محض مردم را مي طلبند.

5. سابقه حضور استبداد در كشور ما، نسبت به حضور دين به مراتب ريشه دارتر و نافذتر است. قبل از اسلام فره ايزدي براي تقديس قدرت و حفظ آن در جامعه ما ريشه داشته است. از اين رو استفاده از گروه فشار در ايران به دليل سوابق بومي و ملي از سويي و ديني از سوي ديگر كاملا آماده است. 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در جمعه سیزدهم بهمن 1385 ساعت 18:40 موضوع | لینک ثابت


خشونت سیاسی (1)

 

(برداشتي آزاد از يك اسطوره )

«تبار نامه خونين اين قبيله كجاست؟

كه بر كـرانه شهيدي دگر بيفــرايند

كسي به كاهن اين معبد شگفت نگفت

بخــور آتش و قـربانيان پـي در پـي

هنوز خشم خدا را فرو نياورده است؟» (1)

 

مي گويند تاريخ علم «شدن» انسانهاست، هر چند فرق است ميان تاريخ و فلسفه تاريخ كه آن شرح وقايع است و اين كشف حقايق.

اين را هم گفته اند كه« بايد بدانيم تا بتوانيم به آنكه مي خواهيم بشويم برسيم»

به سوي اين شدن در راهـــي كه« رفتن»ش زندگي است، خسته از خـــود به سؤال مي نشيني كه چرا؟ از كي؟ و تا كجا؟

در غرقاب درد به عرق شرم مي نشيني، چرا كه دست خر مقدسي بنام« ضحاك» از قعر چاه ويل تاريخت، حواله زندگي فلاكت بارت شده است.

گفتند« تاريخ تكرار نمي شود» گيرم كه چنين باشد، تو بگو، چكنم كه سر و ته يك كرباس است تاريخ پر افتخار من!

كلاهت قاضي، با حيرت ببين كه« مـاضي» سر از گور برآورده، زارزار به حــال« حـال» مي گريد.

زمان ضحاك: « آئين فرزانگان نهان است و كام ديوانگان پراكنده. دست ديوان بر بدي دراز است، و از نيكي جز به راز سخن گفتن نمي توان. جز از كشتن و غارت و سوختن خبري نيست.»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در جمعه سیزدهم بهمن 1385 ساعت 18:35 موضوع | لینک ثابت


سینما

سینما

          

فکر کردید فقط این پسره راستی اسمش چی بود .................. آهان یادم اومد امیر حسن را میگم

اوستای سینما است +تازگی ها هم که  شاگرد دوم به او اضافه شده نه بابا ما هم آره

 

راشکو

مواد لازم:یک راشکو-دو عدد پیاز- نصف فنجان خامه – دو عدد لیمو ترش- کمی جعفری ریز شده – نمک – فلفل – زعفران ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگر توانستی طرز پخت این را برایم در نظر خواهی بنویس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با حال بود مگه نه.................................................................................

این را نوشتم که بگم نوشتن ودانستن در مورد سینما مثل مواد لازم برای پخت غذاست.


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در جمعه سیزدهم بهمن 1385 ساعت 17:58 موضوع | لینک ثابت


هسته ای و اتمی

اکبر هاشمی رفسنجانی هر روز در عرصه‌ی سیاست ایران فعالتر می‌شود. او به دنبال پیروزی چشمگیر در انتخابات مجلس خبرگان بار دیگر به صحنه بازگشته و می‌کوشد بیش از پیش در تصمیم‌گیریهای کلان کشور موثر باشد. رفسنجانی در روزهای گذشته با اشاره‌های آشکار و تلویحی، سیاستهای محمود احمدی‌نژاد را، به ویژه در ارتباط با پرونده‌ی هسته‌ای ایران مورد انتقاد قرار داده است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیروز در دیدار با سفیر آلمان در تهران بر آمادگی ایران برای از سرگیری مذاکرات تاکید کرد.

روز گذشته اکبر هاشمی رفسنجانی در دیدار با هربرت هونزوویتس سفیر آلمان در تهران از فشارهای آمریکا و اروپا بر ایران ابراز ناخرسندی کرد. به گزارش ایسنا رفسنجانی در این دیدار ضمن اشاره به روابط دیرپای دو کشور «از مواضع كشور آلمان ابراز تعجب كرد و تندرويهاى در پيش گرفته شده را توجيه‌ناپذير دانست.»

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین «محدوديت‌هاى ايجاد شده توسط آلمان را در زمينه‌هاى بانكى، بيمه‌اى، سرمايه‌گذارى، فنى و فرهنگى كه ربطى به قطعنامه‌ى شوراى امنيت ندارند تعجب‌انگيز خواند.»

دیدار هاشمی رفسنجانی با سفیر آلمان درست در روزی انجام شد که کومرتس‌بانک به عنوان آخرین موسسه مالی بزرگ اروپایی روابط ارزی خود با ایران قطع کرد. گرچه روز گذشته رئیس کومرتس بانک، کلاوس پتر مولر، اتخاذ این تصمیم را «آزادنه» عنوان کرده منابع اگاه از اعمال نفوذ گسترده‌ی آمریکا بر موسسه‌های مالی جهان برای فشار بیشتر به ایران خبر می‌دهند.

دیدار روز گذشته‌ی رفسنجانی و سفیر آلمان از سویی از تلاش ایران برای بازگشت به مذاکرات حکایت می‌کند، و از سوی دیگر نشانه‌ی تحرک روزافزون هاشمی رفسنجانی در عرصه‌ی سیاسی کشور است. او در روزهای گذشته به ویژه در مورد پرونده‌ی هسته‌ای ایران اظهار نظرهایی کرده که بعضا به عنوان انتقاد به سیاستهای دولت تلقی شده است.

هفته‌ی گذشته نیز ۱۰۰ نماینده‌ی مجلس با رفسنجانی دیدار و گفتگو کردند. خبرگزاری آفتاب از قول داریوش قنبری عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی گزارش می‌دهد که «نمایندگان مجلس نگرانی خویش بابت پرونده هسته‌ای و تهدیدات بین‌المللی را به آقای هاشمی ابراز داشتند» و«خواستار دخالت هاشمی رفسنجانی در پرونده هسته‌ای ایران شدند.»

این در حالی است که سه روز پس از این دیدار محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفته است «بحث پرونده هسته‌اى هيچ ربطى به مجمع تشخيص ندارد و صرفاً مربوط به شوراى عالى امنيت ملى است.» [خبرگزاری فارس، ۷ بهمن] و به این ترتیب اظهارات اخیر رفسنجانی در مورد پرونده‌ی هسته‌ای و درخواست نمایندگان که خواهان دخالت او در این موضوع شده‌اند حکایت از نفوذ این سیاستمدار کهنه‌کار فراتر از ریاستش بر مجمع تشخیص مصلحت نظام دارد.

در عین حال روز گذشته رئیس جمهور، محمود احمدی‌نژاد در جلسه‌ی هیات دولت، اعلام مواضع هسته‌ای را در حیطه‌ی اختیارات رئیس دولت خواند. به گزارش ایسنا، احمدی‌نژاد در این جلسه با اشاره به این که «سياست‌هاى كلان نظام در موضوع هسته‌يى از سوى مقام معظم رهبرى ابلاغ شده و دولت موظف به اجراى آن است» اظهار داشت «رييس‌جمهور به عنوان مسوول دستگاه اجرايى كشور پيگير و اعلام كننده مواضع هسته‌يى است.»

بنابر گزارشهایی که از ملاقات هاشمی رفسنجانی و سفیر آلمان در تهران منتشر شده طرفین در این دیدار تنها به موضوع پرونده‌ی هسته‌ای ایران پرداخته‌اند. رفسنجانی در گفتگو با هربرت هونزوویتس تاکید کرده «جمهورى اسلامى ايران به دنبال سلاح هسته‌يى نيست و اين واقعيتى است كه غربی‌ها به ويژه آمريكا بايد آن را درك كنند.»

او می‌افزاید «ايران آمادگى دارد تا به هر نحو ممكن اين اعتماد را به جهانيان بدهد كه آماده برطرف كردن هرگونه سوءظن مطرح شده می‌باشد.» سفیر آلمان نیز با اشاره به روابط خوب و دیرینه‌ی دو کشور گفته است «از ابتدا نيز حق استفاده صلح‌آميز از انرژى هسته‌يى را قبول داشته و از نظر محتوايى نيز در اين خصوص به ايرانيان نزديك هستيم.»

سفیر آلمان با اشاره به نقش مهم ایران در منطقه اظهار داشت «براى ‌آلمانيها راه‌حل مسئله، گشوده شدن مجدد باب مذاكرات بوده و جلب اعتماد طرفين را در اين امر ضرورى می‌دانيم.» هربرت هونزوویتس که از اواخر تابستان سال جاری به عنوان سفیر آلمان در ایران انجام وظیفه می‌کند پیش از این و در بحبوحه‌ی انقلاب سال ۵۷ (۱۸۷۸ تا ۱۹۸۰ میلادی) رایزن مطبوعاتی سفارت آلمان در تهران بوده است.

هونزوویتس پیش از آغاز ماموریتش در تهران ۴ سال ریاست دفتر نمایندگی دائمی آلمان در سازمان ملل متحد در وین را برعهده داشته و از این رهگذر با مسئولان و مسائل هسته‌ای ایران آشنایی عمیقی دارد.

بهزاد کشمیری‌پور، گزارشگر صدای آلمان در تهران

پيام هاي ديگران ( ایده بدین )        link        پنجشنبه، 12 بهمن، 1385 - aseman


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 ساعت 19:0 موضوع | لینک ثابت


نخستین نشریه زنان

دانش نخسین نشریه زنان در ایران

 

 

دهم رمضان 1328 در تهران نخستین نشریه اختصاصی زنان در ایران با عنوان دانش در "مطبعه شرقی"

انتشار یافت.درصفحه اول این نشریه وبر بالای عنوان آن آورده بودندکه:مقالاتی که با اهداف نشریه موافقت

کند پذیرفته و درج خواهد شدو در ذیل عنوان نوشته اند که: روز نامه ایست اخلاقی. علم خانه داری. بچه داری

شوهر داری. مفید برای دختران و به کلی از پلتیک وسیاست مملکتی سخن نمی راند.محل اداره تهران خیابان

علاءالدوله پلاک 24 صاحب امتیاز خانم دکتر کحال هفته ای یک نسخه محتوی هشت صفحه طبع و توزیع

می شود.

 

 

این نشریه مانند هزاران نشریه دیگر دوام نیاورد .به نظر تو چرا به این گونه بوده است.

مسئولان کشور ما با وجود اینکه هر روز حرف از دموکراسی وآزادی مطبوعات می زنند

اما ما شاهد فشا رهای روز افزون نسبت به نشریات هستیم.

شاید به خاطر این است که می گویند در یک کشور اسلامی نباید هر حرف وسخنی زده شود؟

نمیدانم. این را می خواهم از تو به عنوان یک شهروند که از تمام حقوق شهروندی برخوردار

است بپرسم؟ پس منتظر جواب تو هستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

منتظرنظرهای

توهستم...

 


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 ساعت 16:12 موضوع | لینک ثابت


امیدوارم به همه شما تعطیلات میان  ترم خوش بگذرد

من یک دانشجوی خیلی معمولی می خواهم برای شما از چهار سال زندگی در کنار دوستانی بگویم که هر ثانیه آن برای من به اندازه ی تمام عمرم ارزش داشت.

.....سیده سمیرا سجادی .دانشجوی سال آخر رشته ی علوم ارتباطات(روزنامه نگاری).دانشگاه آزاداسلامی واحد اراک.اول از همه باید بگویم که این وبلاگ که هم اکنون شما در حال مشاهده آن هستید با نام سمیراودوستان که با همکاری دوست عزیزم امیرحسن رضوانی ساخته شده است که در همین جا از او مجدد تشکرمی کنم.

من از این که این سالها  روز های آخر را میگذراند ناراحت هستم . ولی در این مدت دوستانی داشتم از جنس مهربانی ازجنس صفا

مینا سجادی(دختر عمه/هم خونه ای/مهربان/دلسوزاما با تبصره/)نشاط عزیزیان(دختری ازهمدان/مهربان ولی قرقرو)

سامان قدوسی(آقا/مهربون/کاری/یک تبریک به خاطر کفش نو)حمیدرضاشاکری(شاگرددوم/مردمردستان/باباشاعر

میگه...)امیرحسن رضوانی(تنها/خسته/زیاددرسفر/سه شنبه تا اول هر هفته را....../به قول مامان هما بی......)

مهدی چزانی(شاگرد سوم/فکرکاروزندگی/با حذفیات بسیار/کمی تا حدودی همراه با روشنفکری/آقا/درس همراه با جیز/اهل ایتا لیا)

حجت توحیدی(بابای حمیدرضاوامیرحسن/کارمند/کمی تا حدودی؟؟؟)

مانا میزانی(خوب/زیاد درگیر/بگید به من یک زنگ بزنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

مهدی طهماسبی(خسته/کوکومی پزه با سبزی...../بعضی هاخوب هستن ولی میخوان......./شاخکاش زیاد...).

پیمان ولی(دوست سامان/فقط دنبال پایه میگرده/...............؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

یوسف پناهی(تمیز/شیک/دقیق/تیز/با معرفت/آقا)هادی بهزادی خواه(فامیل/تمیز/آقا/جرات داری به فامیل چیزی بگو)

دوستان با معر فت(مهتاب مشتاق.آیدا عظیمی.فریباکریمی)7تفنگدار(...........................................................)

سمیرا نیک بخت(آخر بچه با کلاس/جهان گرد)سعیده وحید نیا(زود از زندگی خسته شده/همه جا هست)

عطیه یزدان پناه(اززمانی که ازدواج کرده دیگه کسی را نمی بینه)

وحید اسدی(یار جدا نشدنی مهدی/همه فن حریف/خطاط/نوازنده/با شرمندگی بسیار ازسوی من به خاطره............)

ابولفضل اعتماد پور(همیشه شاگرد اول در تمام زمینه ها/آقا/دکتر/.شاعر/تبریک به خاطر زندگی جدید)

الهام رحیمی(به حرفها یش نمی توان زیاد اعتما کرد)سپیده نوری(با رازی در دل که به ما ربطی نداره)

احمد رضا مینا (تو هر حرفی که می زنه می توانی آهن.گچ.سیمان.پول...پیدا کنی/مسافر)

وحید جباری(دلشوره که نداشت با ازدواج دو برابر شد/یک تذکر جزوه ندهید)بهروزرضی(زود رنج/در حال شنا سایی خود)محسن ویسی(عاشق/اهل کرمانشاه)ملودی رحیمی(معشوق/اهل تهران)خانم قناتی(مادری مهربان وزحمتکش)

بهاره چراغی(از دستش خیلی عصبانی وناراحت هستم)نادر بختیار(آهنگ وبلاگش همه را میخکوب میکنه/چیپس وماست و.............)محمد حسینی(یارسوم مهدی ووحید/تقلید صدا توپ/ورزشهای رزمی بیست)

علی حیدری وحسن شکوری(دو یار جدا نشدنی)

وخیلی از دوستان دیگر.............................................................................................................................

...........................................................................................................................................................

..........................................................................................................................................................

..........................................................................................................................................................

..........................................................................................................................................................

..........................................................................................................................................................

...........................................................................................................................................................

در کناراین دو ستان باید از اساتیدرشته روزنامه نگاری بخصوص ازدکتر رضوی مدیر گروه علوم ارتباطات

تشکرو قدردانی کنم.

 

 

                         

 

 

 

سمیرا سجادی

        


 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 ساعت 13:54 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting